العلامة المجلسي
330
حياة القلوب ( فارسي )
حضرت دست كسى را گرفت وفرمود كه : كي مىخرد اين بنده را ؟ يعنى بندهء خدا « 1 » ؛ وروزى زنى أحوال شوهر خود را نقل مىكرد ، حضرت فرمود : آن است كه در چشمش سفيدى هست ؟ آن زن گفت : نه ، چون به شوهرش نقل كرد گفت : حضرت مزاح كرده وراست فرموده سفيدى چشم همه كس بيش از سياهى است « 2 » ؛ وپيرزالى از أنصار به حضرت رسول عرض نمود كه : استدعا بفرما براي من از خدا بهشت را ، فرمود كه : زنان پير داخل بهشت نمىشوند ، پس آن زن گريست ، حضرت خنديد وفرمود كه : جوان وباكره مىشوند وداخل بهشت مىشوند « 3 » . ودر روايات ديگر وارد شده است كه روزى آن حضرت با زن پيرى گفت كه : پير زنان داخل بهشت نمىشوند . آن زن بيرون رفت ومىگريست ، بلال أو را ديد وسبب گريهء أو را پرسيد ، أو سخن حضرت را نقل كرد ، بلال به خدمت حضرت آمد با آن زن وگفت : اين زن از شما چنين نقل كرد . رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه : سياه هم داخل بهشت نمىشود . پس بلال هم گريان شد چون سياه بود ، پس عباس رسيد واز حقيقت حال پرسيد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : پير هم داخل بهشت نمىشود . پس فرمود كه : حق تعالى ايشان را جوان وبا بهترين صورتها خلق مىكند وداخل بهشت مىگرداند « 4 » . ونقل كردهاند كه : زنى به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد واز مردى شكايت كرد كه : مرا بوسيد . آن حضرت أو را طلبيد وگفت : چرا چنين كردهاى ؟ أو گفت : اگر بد كردهام ، أو هم به تلافى اين بد را نسبت به من بكند .
--> ( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 192 ؛ مستدرك الوسائل 8 / 409 و 410 . ( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 193 ؛ مستدرك الوسائل 8 / 410 . ( 3 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 193 ؛ مستدرك الوسائل 8 / 410 . ( 4 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 193 ؛ مستدرك الوسائل 8 / 410 - 411 .